آرامش مطلق...

بـ نام خدای عزیزدلم ...
لب تاب رو روشن کردم و شروع کردم بـ پر کردن فرم استخدام برای عزیزدلم...بااینکه فردا2تامهمون فوق العاده خاص دارم و تصمیم داشتم که زود بخوابم ...اما نمیدونم چی شد که دلم عجججججیب گرفت
و اومدم سراغ وبلاگ فقط خدای عزیزدلللللم............بااینکه مدتهاست که نیومدم و ...بی معرفت شدم...اما امشب دلم خواست یه پست بذارم ...
راستش وقتی دیدم 6 نفر نظرگذاشتن...خیلی ذوق کردم ازاینکه چ خوبه که هنوزم هستن کسایی که به وبلاگ فقظ خدای عزیزدللللم سر میزنن
خدایا ..میدونی چقدر دلتنگتم ؟؟؟ خییییییییییلی زیاددددد
..............خدایا دارم از دلتنگی می پوکم....بیا و برس به داد این بنده دیوانه ات ...هععععی..........هواتو کردم....منِ حیرون تو این روزا هواتو کردمممم....دلم میخوادددددت..میخوام بیام تو آسمون...دورت بگردم......
.......
بـ قول جناب سعدی :
دستِ من گیر که بیچارگی از حد بگذشت...
برای فرج آقامون"عج" دعا کنیم

کانال تلگرام مون: @justdearGod
علی یارتون
بـ نام خودت...تنها پناه همه ی بی پناهان...