هوالبهترین!

 

خدایا

جان دلـــــم؛سلامممم!!!                                                                                           بزرگ شدن کارسختی است...هرگاه مرا لایق بزرگ شدن دانستی،بـ من دانشی ببخش..تا رویای هیچکس رانابودنکنم...و برای قلب تمامی انسانها ارزش قائل شوم...تا بزرگترشدنم ، بـ انسان تر شدنم ، معنا دهد...!

مهربانم!

حجم دلتنگیهایم بسی وسیع است...و پروبالم بسته.......؛ اینگونه بگویم ؛ بدجووور اسیروابستگی های دنیاشده ام... دلم آرامش میخواهد...آرامشی ازجنس حضور خودت........نه آرامش های زودگذر و فانی و خانه خراب کنِ دنیایی...

من! ...آغوشی بی دغدغه ترازآغوشت سراغ ندارم.........

مرا درآغوشت جاکن...که بسیارمحتاج تسکینم...

پـ.ن : بابت دیر آپ شدنم....فقط میتونم عذرخواهی کنم...پس ببخشید! باحالِ دلِ بدم..نمیخواستم پست بذارم و یه وقتی زبونم لال، حال شماروهم بریزم بهم...

پـ.ن1:دوتاخبر بسیاررررررررررررررررررررررررررررررررر خوش بهم رسید کـ اصن دگرگون شدم...اولیش چندروز پیش بهم رسید کـ دوستمون بالاخره بـ خواسته دلش رسید...، خدایا...جان دلم شکرت...........محدثه!!! فقط یادت نره کـ این پاداشِ عظیمِ صبرت بود...ولاغیر!  یه همچین خدایی داریم بلعععععع

پـ.ن2:خبرخوش شماره 2 کـ 2 دقیقه پیش بهم رسید.واااااااااااااااااااااایقرار شده بود کـ هیئت اربابم کـ همیشه خونه مادربزرگم برگزار میشد ، منتقل شه بره جای دیگه و ماهمه بسی ناراحت و دلگیر بودیم........اما دوباره برگشت بـ همونجایی کـ باید برمیگشت...........

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خداجاااااااااااااااااانم دمت گرررررررررررررررررررررم...........ارباب خوبم......ممنونم کـ بازم مارو برای نوکریت قابل دونستی............آقااااااااااادوست دارم جیغ بزنم..البته بلدنیستم..

پـ.ن3: این چن روزه حال  منو بدجور ریختن بهم.....البته درس بزرگی گرفتم........اونم اینه کـ : اگر میخوای خداروبیشتر بشناسی و بیشترازش بدونی و بیشتر باهاش دمخور شی، فقط باید از خودش بخوای  و مدد بطلبی و لاغیر............

پـ.ن4: خدا....خودت هوای دل همه رو داشته باااااااش...................

 

فاطمه بدون تو هیچه...هیچ

عاشقتم

یاعلی